حسن به جای نیکول....
میخواستم یک پست در مورد یکی از مشتری هام به اسم نیکول بنویسم و جریان آشنایی ام با عمه ش/خاله ش/ زن دایی ش/ زن عموش، مرده شور ببرتتون که به همه میگین Aunt و من هر بار یکی میگه مای اَنت باید بپرسم یعنی یور فادرز سیستر اُر یور مادرز سیستر؟
بعد طرف میگه نان! مای آنکلز وایف. حالا مثلاً راحتترش میکنه، باز من گیر میدم که بات ویچ آنکُل؟ یور مادرز برادر اُر یور فادرز برادر؟! خب برای خودشون مهم نیست ولی برای من خیلی مهمه و تا ته و توی قضیه را درنیارم آروم نمیگیرم که! نمیخوام فکر کنند ما از همه چیز سرسری میگذریم...والله! کم حرف پشت سر ما میدل ایستیا میزنن اینم بهش اضاف بشه؟!
باری، رفتم در بخش مدیریت بلاگفا( چه عنوان پر طمطراقی! یکی ندونه فکر میکنه مدیریت جهان را دارم میگم)! تا پستی راجع به همین نیکول اینا بنویسم که دیدم دو سه تا شیش تا از دوستان در کامنتهای خصوصی شون سوال کرده اند که جریان "حسن شبانه روزی" چیه؟!
آخه اینم چیزیه که درگوشی می پرسید؟! یعنی شماها قد این جفا و قفا و شفا و بقا و دوا هم نیستید که با کمال صراحت و شجاعت! بیایید کامنت عمومی بذارید؟! اصلن با دنیای مجازی و وبلاگ آشنایی دارید؟ آیا می دونید که صاحب هر وبلاگی(من نه ها، دیگران)! شب تا صبح خواب کامنت می بینند و دلشون میخواد یک پست که گذاشتند صبح چشمشون را باز کنند و ببینند ملت کامنت پرور که خدا زیادشون کنه تا طبقه ی سوم و چهارم یک نفس رفته اند؟!
همانا شما از بیخبرانید و ما، شما را جاست دیس تایم به گل روی خودمون می بخشیم ولی دفعه ی دیگه نع! و شما را قسم می دهیم به این جان شیرین خودمون که این حرفها و سوالات لوس را یا ننویسید یا درملاء عام بنویسید که تعداد کامنتها بالا برود و ما از شما خشنود گردیم. به قول عزیزی، اگر از هول و ولای سوم اکتبر که کنسرت شهرام جان ِ ناظری است دراومدم و چنان که دانید و افتد در هوایش بیقرارم روز و شب، آنگاه شما را به گزارشی مبسوط از آن شب مهمان خواهم کرد و این بهترین پاداش است از ما به شما.
پس فعلاً بی خیال نیکول می شویم نه که پستم طولانی بشه دوباره و احمد از دوباره بیاد تیکه بندازه. گفتم لابدا اصفونیای عزیز میاندو توضیح میدند، آ تخسیر خودمم بود که قبلش بهشون نگفدم که این اطلاعاد دادندون هیچ هزینه ای برادون ندار ِد! حالا دیگه کار از کار گذشتِس و خودم چشمم کور آ دندم نرم برادون میگم.
- ما که ندیدیم ولی میگن یک سوپر مارکت/ مغازه ای در اصفهان است به نام "حسن شبانه روزی" که بیست و چهار ساعته است و در اون یک وجب جا، از شیر مرغ تا جون آدمیزاد پیدا میشه عین کافی شاپ بعضیا!
همگی شاد و برقرار باشید. پست بعدی: نیکول ولی نه کیدمن!