از طرف خودم و کلیۀ دست‌اندرکاران ِ این وبلاگ ! روز زن را به تمام شیرزنان ایران و جهان تبریک و تهنیت عرض می‌کنم ، اگرچه از بیخ و بن با این داد و قال‌هایی که در اینمورد به راه می‌اندازند مخالف هستم .

حرف بر سر حق و حقوق برابر زنان با مردان است . ما یا دربارۀ جوامع پیشرفته و متمدن صحبت می‌کنیم که نمونه‌اش را همین دیشب دیدیم که خانم کاترین بیگلو مشت محکمی به دهان منزل ِ سابقشان آقای جیمز کَمرِن زدند و دنیا را به هاج و واج واداشتند !

و یا نه، حرف بر سر حق و حقوق زن در جوامع تحت‌فشار و دیکتاتور است ؟ که در این جوامع هم به نظر من ، زن و مرد با هم تحت ظلم و ستم هستند . به سایر کشورها کاری ندارم و حرفم بر سر ایران است. شاهد بوده‌ و هستیم که وقتی دختران و پسران عزیزمان را به وَکِیشِن (!) می‌برند ، یک سرسوزن هم در حق آنها نابرابری مشاهده نشده است !

پس ما بر سر چه حق و حقوقی داریم می‌جنگیم ؟

قبول دارم که حق طلاق، حضانت فرزندان، دیه و چند همسری ِ مردان، ظلم مظاعف است به زن ایرانی ، ولی اگر منصفانه قضیه را بررسی کنیم ، می‌بینیم این که چهار تا قانون‌گزار دور هم نشسته‌اند و این قوانین را وضع کرده‌اند، چه ربطی دارد به پدر تو و برادر من و نامزد آن دیگری و سایر مردان در سراسر ایران ؟!

میدانم که الان جامعۀ نصفان !( طبق نظریۀ روشنفکران ، زنان نصف جامعه را تشکیل می‌دهند پس نصفان درست است ! و طبق نظریۀ قرون وسطایی‌های بی‌تربیت ، زنان به لحاظ عقل و شعور نصف مردان هستند ! پس باز هم درست است ! حال می‌کنید ، یک جوری گفتم که نه سیخ بسوزد نه کباب  ! ) ولی اینقدر داخل پرانتز ماندم که اصلن یادم رفت چه می گفتم !


آهان یادم آمد ! از جامعۀ نصفان می‌گفتم و این که منرا بابت حرفهائی که خواهم زد کُلک و پَر می‌کنند ! اما واقعیت است دوستان. ما در این مکان مقدس داریم تمرین دمکراسی می‌کنیم ! پس هیجان زده نشوید و نظر مخالف را هم بخوانید لطفاً !

ما فقط چسبیده‌ایم به این که آی ، مردها حق تعدد زوجات دارند و فکر می‌کنیم این یعنی آزادی برای مردها، غافل از این که همین قانون ضد انسانی، مرد ایرانی را هم تحقیر می‌کند .

میدانم که زنان و دختران ِ گل ایرانی تحت فشار زیادی هستند چه از طرف خانواده و چه جامعه، ولی مگر پسر ایرانی نیست ؟ فقط نوعش فرق دارد وگرنه هر دو گرفتار و آزرده خاطر هستند . یک پسری که دوست دارد تشکیل خانواده بدهد با مشکلاتی بمراتب بیشتر از آن دختری که قرار است به همسری‌اش دربیاید ، روبرو است. 


این مرد جوان ، باید مدرک تحصیلی بالایی داشته باشد ، شغل آبرومند و پردرآمدی داشته باشد ، احتمالاً اگر مغرور هم باشد و دلش نخواهد به پدرش وابسته باشد که دیگر واویلاست تشکیل زندگی دادنش و .... باید خانه‌ای از خود داشته باشد یا توانایی رهن کردن آپارتمانی مناسب را ، از عهدۀ خرج و مخارج سنگین نامزدی و حنابندان و عروسی بربیاید و درنهایت .... حتی اگر با فمنیست‌ترین دختر هم ازدواج کند، اول تا آخر این شازده پسر نان‌آور خانواده خواهد بود نه نوعروس‌شان .


از شُتر سربازی غافل نشویم که دیر یا زود دَم ِ در خانه‌اش خواهد خوابید و زبانم لال اگر جنگ و جدلی درگرفت  همانا اوست که گوشت دم توپ خواهد بود و خنثی کنندۀ مین . اسارت یا مجروح و موجی شدنش هم که  اشانتیون است ! البته ما هم در پشت جبهه برایش بافتنی می‌بافیم و آجیل مشکل‌گشا برایش نذر می‌کنیم و در خانه‌های گرم و نرممان برای سلامتی‌اش شب و روز دعا می‌کنیم !


به نظر من به اندازۀ زنهای تحت ِ ستم، مرد مظلوم هم وجود دارد . کم ندیده‌ایم مردان پرکار و زحمتکشی را که همسرانی دارند آکله که خدا نصیب گرگ بیابان نکند ! مردان خوب و صادقی که به هر کار طاقت‌فرسایی تن می‌دهند تا لقمه نانی برای خانواده فراهم کنند و خانم به غفلت بخورد و اگر شوهر بیچاره بعد از ده دوازده ساعت کار ، به خانه آمد و دلش خواست همسرش به گرمی و مهربانی استکانی چای جلویش بگذارد ، آن دَمّامه خانم محله را به سرش بگذارد و دم از حق و حقوق برابر بزند .


این را قبلن هم گفته‌ام و امیدوارم شما از این قند مکرر ! زده نشوید که کدام یک از ما زنها مثلن حاضریم رانندۀ تریلی باشیم و نیمه شبان تنها در میان صحرا ، من که هم‌آوازم با نوای گلها..... با خودمان حرف بزنیم و شب را به روز و روزها را به هفته و ماه را به سال برسانیم ؟!

منتها ما زنها ، بنابر طبیعت‌مان کمی (!) اهل حرف و درددل هستیم و مردها نه ! ما مشکلات‌مان را بازگو می‌کنیم با همسایه با صابخونه با خربزه با هندونه ولی مردها نع !

دور از جان آقایانی که این سطور را می‌خوانند ، درصد سکته و مرگ‌های زودرس در مردان بسیار بالاتر از زنان است در همه جای دنیا ، چون سنگینی ِ فشاری که از هر لحاظ به دوش مردان است به دوش ما نیست حالا شما هی بحث کنید !


باری ، منظورم از این حرفها بی ارزش کردن زنان نیست بل‌که بالعکس ، به نظر  من جامعۀ سالم جامعه‌ای است که مردان و زنان در آن با آرامش و درک متقابل زندگی کنند  و من از صمیم قلب ارج می‌نهم به تمام زنان و مردان خوب و زحمتکش و فداکار.

مخلص کلام این که اگر ما طرفدار برابری هستیم باید از خودمان شروع کنیم ، به این شکل که این بحث ِ زن و مرد و جبهه گرفتن در مقابل آنها را کنار بگذاریم و سوال کنیم که چرا روزی به نام روز مرد نداریم ؟! که من با آن هم موافق نیستم.

ای‌کاش روزی را مشخص و مقرر کنند به نام روز انسان . روزی که زنان و مردان با هم تقدیر و تحسین شوند .