امریکاییها یه ضرب المثل دارن که میگه: شنیدن کی بُوَد مانند دیدن منم تا به چشم خودم ندیده بودم باورم نمی شد که امریکا حتی از آلمان ِ به اون نازی هم بزرگتر باشه.

اینم بگم که همیشه بهترین نمره را از جغرافیا می گرفتم از بس به این درس علاقه داشتم. یه روز خانم یعقوبی معلم جغرافی مون داشت نقشه ی امریکا را نشون می داد و همه ی شاگردها از بزرگی و وسعت این کشور کف به دهان آورده بودند ولی من گفتم خانم اجازه! ما فکر می کنیم این جهانخوار که الهی خدا خوارش کنه همون طور که واسه همه ی دنیا نقشه های گُنده گُنده میکشه خب پس حتماً نقشه ی کشورشون را هم خودشون کشیده اند....نه؟! خانم یعقوبی سر در دامان تفکر فرو برد و اینطور که شنیده ام هنوز از اون توو در نیامده.

تازه فقط اون نبود که, موقعی هم که فیلم Heat را دیدم نمیدونید چه جیگری از من خون شد از بس اون عزیز دل مادر Robert De Niro از ترس گیر افتادن به دست اون یکی عزیز دل مادر Al Pacino اون همه راه را می دوید, من خیلی دقت کردم و پی بردم که شهرشون باید خیلی بزرگ باشه که حتی آل پاچینو یه بار هم با هلیکوپتر ماشین رابرت را تعقیب می کرد. شک ندارم کارگردان خودش نفسش گرفت و کات داد وگرنه این ننه مُرده ها حالا حالاها باید می دویدند. دیدن این فیلم هم به من ثابت کرد که اگه شهرشون این همه درندشت باشه پس دیگه وای به حال مملکت شون.

آهان یه چیز دیگه....اون اوایل که به کالیفرنیا آمده بودم هر وقت به دوستام در اُهایو زنگ میزدم و از هفت دل خواب می پریدند تعجب می کردم که چرا شبها اینقده زود میخوابن؟! هیچوقت هم روم نمیشد ازشون بپرسم تاااااااا چند سال بعدترش که توی تلویزیون داشت ساعت پخش بعدی برنامه را اعلام میکرد و "سیلویا" یکی از همسایه ها خونه مون بود, ازش پرسیدم که چرا این تلویزیون ما دو تا ساعت را نشون میده بعد اون گفت این وقت ِ اولی مال اینجاست و دومی مال شرق. گفتم خیال نکن با آدم شوتی طرفی هااا مگه شرق اینجا هم در میاد پس چرا توی ایران بسته شده؟! گفت شرق ِ امریکا را میگم مثلاً  اُهایو, که با کالیفرنیا سه ساعت اختلاف زمانی داره یعنی ساعت ۹ شب اینجا میشه ۱۲ نیمه شب اونا.

حالا اینا رو داشته باشید تا یه روز که برم بانک و  همون "سیلویا" را ببینم و اون بگه که شوهرش امروز صبح با ماشین رفته "اُهای" شب هم بر میگرده. منم بگم آخه مگه شماها مرض دارید اسامی و کلمات را مخفف می کنید که تلویزیون ِ به این راحتی بشه تی وی و حالا هم که اُهایو شده اُهای. از اون گذشته خالی بندی هم حدی داره, مگه تو خودت چند سال پیش به من نگفتی اُهایو اون سر امریکاست و با ماشین اگه تختِ گاز هم بری سه شبانه روز در راهی تا برسی؟! حالا چه جوری شوهرت صبح رفته و شب هم خونه خواهد بود اونم با ماشین؟!

تیر از غیب خورده خندید و گفت: نه جانم منظورم این نیست که شوهرم رفته اُهایو Ohio بلکه اون رفته اُهای که شهر کوچکی است همین دور و بر که با ماشین یک ساعت راهه و Ojai را به لفظ اسپانیایی که بخونی میشه اُهای چون  j  در این زبان ح/ه  تلفظ میشه.

گفتم: اوهوی سیلویا, حالا که اینجوریه خودم بعد از آرنولد فرماندار میشم و دستور میدم تمام تابلوها را به فارسی بنویسند اسم اُهای را هم عوض میکنم و از غصه ی شماها میذارم قُسطَنطَنیه تا حالتون جا بیاد.

پی نوشت: جریمه برای بعضی از دوستان عزیزی که در پست قبلی مرحمت داشته و گفته بودند من سه موضوع بی ربط را نوشته ام. باید این پست را ۱۷ مرتبه خوانده ربطش را دریابند و بعد نظر بدن, لطفاً علا و پروانه هیچستان به خودشون نگیرن یه وخ.