هر چی میخوام پستهام را کوتاه بنویسم نمیشه. دوستان عزیزم گلپر و پونی خواسته بودند که از مملکت شیطان بزرگ براشون بگم. پاسخ به این سوال همونقدر سخته که وقتی یکی از این اجنبی ها میپرسه ایران چه جور کشوری است و میمانم معطل که خداوندا خدایا چقد این خاله سوسکه بی وفایه, چه جوری بگم چه جوریه؟!

راستش توضیح و تشریح اقتصادی و جامعه شناسی و نفتی و غیره کار من نیست. پس اونی که میدونم میگم. قبل از هر چیز بگم که حساب دولت اینجا از مردم جداست مثل همه جای دنیا. این نابغه ی دوران که ادعا میکنه فرستاده ی خداست و انگار امر بر خودش هم مُشتبه شده که هر شب از طرف خدا براش وحی میاد که ای فرزند من حواست باشه که تو برای فصل کردن آمدی.....نی برای وصل کردن آمدی نماینده ی مردم امریکا نیست, محبوبیتی در بین مردم نداره پس هر کجا ناله نفرینی دیدید منظورم به اون و دار و دسته ی ورپریده شه و نه مردم.

هر چی توی فیلم ها می بینید از در و دیوار و مدل خونه ها و شهر و ....همه همونه. ساکنین امریکا عمدتاً مهاجر هستند پس از چش غره رفتن و چپ چپ نگاه کردن خبری نیست, حداقل در کالیفرنیا. مردمانی بسیار مهربان و شوخ طبع هستند ولی به طرز حرف زدن, پوشش یا اعتقادات کسی مطلقاً نمی خندند آخه ماماناشون یادشون داده اند که  فقط به چیزای خنده دار بخندند و مسخره کردن و احساسات کسی را جریحه دار کردن به چشم اینا خنده دار که نیست هیچ, توهین آمیز هم هست. حالا اگه پسر عمه ی کسی در امریکاست و خلاف همه ی اینها براش اتفاق افتاده بهش حق میدم چون اینها که میگم به طور کلی است و استثنا در همه جا وجود داره. باری, قتل و دزدی و تجاوز زیاد اتفاق می افته که اتفاقاً همه ش هم شایعه نیست! اما فکر نکنم در اینجا بیشتر از سایر کشورها ی دیگه باشه, فرقش اینه که: 

۱- هر جُرم و جنایتی را که اتفاق میفته در رسانه های خبری عنوان می کنند و در موردش بحث میشه, در نتیجه به چشم زیاد میاد. ۲- این همه جمعیتی که از تمام دنیا در این کشور پهناور ریخته خب معلومه که چهار تا دزد و دغل هم توشون پیدا میشه ۳- چون میخوان فیلماشون هیجان انگیز بشه پس هی توش آدم دزدی و هزار تا کار دیگه میشه که ملت وسط فیلم خوابشون نبره.

اون نامردی ها و بی ناموسی هایی که در بعضی از سریالهای اینا می بینید فرهنگ غالب اینجا نیست. اکثریت مردم خوب, زحمتکش و صبح تا شب مشغول کار هستند. در روایات آمده که سرزمین فرصتهاست, خب هست واقعاً. یعنی برای هر کسی در هر زمینه ای امکان پیشرفت هست مگر این که طرف خودش نخواد. فقط در فرمهای استخدامی سن و سال آدم را می پرسند و در شرایط عادی کسی سوال نمی کنه که چند سالته, ازدواج کرده ای یا نه, حقوقت چقده, مستاجری یا خودت خونه داری و یا....چون اینا همه  تفتیش عقاید محسوب میشه و لاجرم هرگز نمی پرسند:

به کدام مذهب هست این    ز کدام ملت هست این   که کُشند عاشقی را

و من به عنوان یک متخصص در امور سوتی دادن به همه بشارت میدم که اگه علاقه به مهاجرت دارید چنانچه امکانش فراهم شد کمترین واهمه ای نداشته باشید, جدی میگم. هر کسی هم که میترسه از رانندگی و بی زبانی و آی کیوی پایین و ....بهش توصیه کنید وبلاگ منو بخونه که از دو گُلاره کور بشم اگه یه کلمه ش دروغ و تیارت باشه (ترا خدا سفارش کنید کامنت یادش نره).

عرضم به حضور انورتان دم در هر خونه ای یک صندوق هست که بهش میگن mail box, یادم باشه پرزیدنت که شدم اینم عوض کنم چون اسم درستش bill box باید باشه. باکس که میدونید چیه همون جَعوه. بیل هم غیر از اونی که ایشالله بخوره تو کمر بعضی ها به معنی صورتحساب است. اونایی که در امریکا هستند و هی دم از دلتنگی میزنن همه شون از دم دروغ میگن, کافیه هر روز برن در اون صندوق را باز کنند تا مُرده و زنده شون را جلوی چشمشون ببینند.

اوه راستی....یادتون باشه که اگر به سلامتی به اینجا آمدید وقتی جایی زنگ می زنید شماره موبایل تون را ندید که بدبخت شُدید رفته پی کارش. فقط شماره ی خونه, حالا میگم چرا. در طی روز که خونه نیستید, نمیتونید باشید....اینجارو که بیخودی بهش نمیگن "عمری کار" پس تا غروب هیشکی بهتون دسترسی نداره اونایی که براتون مهمن از صبح تا ایواره  ۴۵ دفعه به موبایل تون زنگ زده اند. وقتی هم که خونه هستید تلفن را هرگز جواب ندید, معمولاً دو گروه از ۵ عصر به بعد زنگ میزنند فروشنده های شرکتهای تبلیغاتی و طلبکاران. حالا اگه یه بار هم جواب دادید هول نکنید ها....خونسردی خود را حفظ کرده و مثل من که خاتون باشم به این مکالمه ی تلفنی که از انگلیسی به فارسی ترجمه شده دقت بفرمایید:

 اون: های, ببخشید میشه لطفاً با خاتون صحبت کنم.

من: های از بنده, متاسفانه مامانم خونه نیستن اگه پیامی دارین بفرمایید.

اون: نه هانی, ممنون! باید با خودشون صحبت کنم, چه وقت میان که بازم بهشون زنگ بزنم؟

من: ممنون ِ الله,  نمیدونم اگه اینشالله رحم به دل قُنسول بیفته و بهشون ویزا بدن دو ماه دیگه.

 و این بود موضوع  انشای ما